یادم می آید گفته بودی ساده و کوتاه نویسی را دوست داری ! تقدیم به تو !
ساده و کوتاه تنها همین ۲ کلمه : برگرد ، غمگینم . . .

___

چه خوشبخت است خفاشی که بر سقف زندگی می کند !
به گمانم این دنیا وارونه اش زیبا تر است . . .

___

بالای قبر خود نشسته ام ، زار میزنم :
چرا هر روز مرا می کشید ولی خاکم نمیکنید !؟

 

___

خسته اونی نیست که خوابیده !

اونیه که نمی تونه بخوابه . . .

___

چه تلخ است ترس از وابستگی به چیزی که می دانی روزی به پایان می رسد . . .

                                                                 ...

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم مرداد 1393ساعت   توسط a@m | 
لعنتی سلام مرا به غرورت برسان و به او بگو بهای قامت بلندش تنهاییست…!!

همه ی بغض من تقدیم غرور نازنینت باد، غروری که لذت دریا را به چشمانت حرام کرد …

جانبازٍ چند درصد است؟ او که در حادثه ی عشق، قلب و غرور خود را از دست داده است ؟

بمیرم من
فهمیدم نمی مانی … دیدم می روی … رفتی
باز هم ایستاده ام نگاه میکنم
آخرم میکشد مرا این غرور لعنتی …

دیگر نه اشکهایم را خواهی دید
نه التماس هایم را
و نه احساساتِ این دلِ لعنتی را…
به جایِ آن احساسی که کُشتی
درختی از غرور کاشتم…

من عاشقانه هایم را روی همین دیوار مجازی می نویسم !
از لج تو … از لج خودم …
که حاضر نبودیم یک بار این ها را واقعی به هم بگوییم !

من، من کردن های من و تو بود که، هیچوقت ما نشدیم

گرچه ای دوست غرور دلت احساس مرا درک نکرد…
آفرین برغم عشقت که مرا ترکنکرد…

وقتی می گویم: برایم دعا کن یعنی کم آورده ام…
یعنی دیگر کاری از دست خودم برای خودم بر نمی آید!

اینقدر خودت رو نگیر … !
اینقدر با تکبر و غرور با آدم حرف نزن … !
وقتی کسی به تو ابراز علاقه کرد …
فکر نکن که فوق العاده ای !!!
شاید اون کم توقعه …

ما بدهکاریم به یکدیگر و به تمام ” دوستت دارم” های ناگفته ای که پشت دیوار غرورمان ماند و آنها را بلعیدیم تا نشان دهیم که منطقی هستیم

برای بودنِ با تو غرورم پایمال شد
تو هم اندکی احساس بگذار
مساوی که نمی شویم
حداقل به من نزدیک شو

قدش به “عشق” نمی رسید؛ “غرور”م را زیر پا گذاشت تا برسد !

محکم تر از آنم که برای تنها نبودنم آنچه را که اسمش را غرور گذاشته ام برایت به زمین بکوبم

دخترک رفت ولی زیر لب این را میگفت :
” او یقینا پی معشوق خودش می آید “
پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود :
” مطمئنا که پشیمان شده برمیگردد “
عشق قربانی مظلوم ” غرور ” است هنوز …

گفت:
بی من چه میکشی؟
گفتم:
نفس…!

کاش غرورم را که در پستوی سادگی ام پنهان بود می یافتی
اما تو این سادگی را بهانه ای قرار دادی برای در هم شکستن غرورم…

امروز با غرورت باز م مرا شکستی
با ناز وقهر و کینه مهرم زدل گسستی
دانی که بی تو هیچم ای ماه بی مروت
باشد که بار دیگر قلب مرا شکستی …

دلم را پیش خود پابند کردی
ولی گفتی تو یک دنیای دردی
غرورم را شکستی بی تفاوت
برو فکر کن همیشه خیلی مردی

قول داده بودیم ما به هم که تن ندیم به روزگار
چه بی دووم بود قول ما جدا شدیم آخر کار
گل مغرور قشنگم من فراموشت نکردم
بی تو اینجا رو نمی خوام می رم و برنمی گردم

گناهی که پشیمانی بیاورد بهتر از عبادتی است که غرور بیاورد…

گرچه ای دوست غرور دلت احساس مرا درک نکرد
آفرین بر غم عشقت که مرا ترک نکرد

آدمی غرورش را خیلی زیاد،
شاید بیشتر از تمام داشته هایش دوست می دارد،
حالا ببین اگر خودش، غرورش را به خاطر تو، نادیده بگیرد،
چه قدر دوستت دارد !
و این را بِفهم آدمیزاد

گاهی دلم می خواهد
وحشیانه غرورت را
پاره کنم!
قلب ترا
در مشتم بگیرم
و بفشارم
تا حال مرا لحظه ایی بفهمی…!

کاش می فهمیدی که تو از دید من زیبا بودی؛
دیگران حتی نگاهت هم نمی کردند،
و تو چه اشتباهی مغرور شدی …

محکم تر از آنم که برای تنها نبودنم؛
آنچه را که اسمش را غرور گذاشته ام
برایت به زمین بکوبم …
احساس من قیمتی داشت؛
که تو برای پرداخت آن فقیر بودی …

نمیدونی چه کاری بادلم کردی، نمیدونی چه غمگینم نفهمیدی
نمیشناسی منو از من چقدردوری، تواین روزا چه بی رحمانه مغروری

بی وفا !!
این روزها نه مجالی
برای دلتنگی دارم
و نه حوصله ات را..
ولی با این همه،
گاه گاهی دلم هوای تو را میکند …

رُخ به رُخ که شدیم
من مات شدم و تو …
چون پادشاهی که از اینگونه فتحها زیاد دیده است
بی اهمیترد شدی …

آنچه را که اسمش غرور گذاشته ام برایت به زمین بکوبم…
احساس من قیمتی داشت که تو برای پرداخت آن فقیر بودی

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم مرداد 1393ساعت   توسط a@m | 
به سلامتی سایه که هیچوقت آدمو تنها نمیزاره!

به سلامتی نهنگ که گنده لات دریاست!

به سلامتی شلغم نه به خاطر (شل)ش، به خاطر غمش!

به سلامتی سرنوشت که نمیشه اونو از سرنوشت!

 

به سلامتی سیم خار دار که پشت و رو نداره!

به سلامتی اونی که همیشه راستشو میگه!

به سلامتی همه اونایی که دوسشون داریم و نمیدونن، دوسمون دارن و نمیدونیم!

به سلامتی دیوار، نه به خاطر بلندیش واسه اینکه هیچوقت پشت آدمو خالی نمیکنه!

به سلامتی دریا! نه به خاطر بزرگیش واسه یک رنگیش!

به سلامتی پرچم ایران که سه رنگه، تخم مرغ که دو رنگه، رفیق که یه رنگه!

به سلامتی کرم خاکی نه به خاطر کرم بودنش، به خاطر خاکی بودنش!

به سلامتی پل عابر پیاده که هم مردا از روش رد میشن هم نامردا!

به سلامتی کلاغ قصه ها که خسته راهه و هیچوقت به خونش نمیرسه!!!

به سلامتی تابلوی ورود ممنوع که یه تنه یه اتوبان رو حریفه!

به سلامتی زغال که با همه ی سیاهیش رنگ عوض نمیکنه!

به سلامتی زنجیر نه به خاطر اینکه درازه، به خاطر اینکه همشون با همن!

__

ب سلامتی عاشقی ک وقتی ازش پرسیدن چ نسبتی با خانوم داری سرش رو بالا گرفت و شجاعانه گفت عشقمه میفهمی؟؟؟

__

ب سلامتی دختری ک پشت یک1000تومنی نوشته بود:پدر معتادم برای همین پولی ک پیش توست مرا یک شب ب دست صاحب خانمان سپرد…خدایا چقد میگیری ک بذاری شب اول قبر قبل از اینکه تو ازم سوال بپرسی من ازت بپرسم چرااااااا؟؟

__

به سلامتی پسری ک بخاطر دوست دخترش عرق خورد ولی دوست دخترش تو بقل یکی دگ عرق کرد...


                                                                ...

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم مرداد 1393ساعت   توسط a@m | 
به بعضیا باس گفت : این جمله ی دوستت دارم . . .
سلام و احوالپرسی نیست که به هر کی میرسی میگی . . .
سنگین باش یکم . . .
 ...

...

...

ای کاش انسانها ؛ همان قدر که از ارتفاع می ترسیدند ؛ کمی هم از پستی هراس داشتند . . . !

...

...

...
ﺷــﮏ ﻧﮑــــﻦ . . . !
” ﺁﯾﻨــــבﻩ ﺍے ”ﺧﻮﺍﻫـــﻢ ﺳﺎﺧﺖ ﮐﻪ
” ﮔﺬﺷﺘــــﻪ ﺍﻡ ”ﺟﻠﻮﯾــــﺶ ﺯﺍﻧــﻮ ﺑﺰﻧــــב . . . !
ﻗـــﺮﺍﺭ ﻧﯿـــﺴــــﺖ ﻣــــﻦ ﻫــــﻢ בﻝِ ﮐﺲ ﺩﯾـــﮕﺮے ﺭﺍ ﺑﺴــــﻮﺯﺍﻧﻢ . . . !
ﺑﺮﻋـــــﮑــــﺲ
ﮐﺴـــــے ﺭﺍ ﮐﻪ ﻭﺍﺭב ﺯﻧﺪﮔﯿــــﻢ ﻣﯿﺸــــﻮב
ﺁﻧـــﻘـــבﺭ ﺧﻮﺷﺒﺨﺖ ﻣــے ﮐﻨــــﻢ ﮐـــــﻪ
ﺑﻪ ﻫـــﺮ ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﺟــﺎے” ﺍﻭ ” ﻧﯿـﺴﺘـﯽ
ﺑﻪ ﺧﻮבﺕ “ ﻟﻌﻨـــﺖ ” ﺑﻔـــﺮ ﺳﺘــے

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم مرداد 1393ساعت   توسط a@m | 

عمریست نشسته ام
پای لرز خربزه هایی
که هیچوقت یادم نمی آید
کی؟!
خوردمشان…

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم مرداد 1393ساعت   توسط a@m | 
هرچند بی حد تو رو میخواستم
اما باز تو در حد من نبودی

 

ﺗﻌﺠﺐ ﻧﮑﻦ ﮐﻪ ﭼﺮﺍ ﻫﻨﻮﺯ ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﺖ ﻧﮑﺮﺩﻡ
ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﺸﻮﻧﻮ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﻤﯿﮑﻨﻦ ، ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ …

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم مرداد 1393ساعت   توسط a@m | 
ﻣﻦ ﭼﯿﺰ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻧﺪﺍﺩﻡ ﺑﺎ ﺭﻓﺘﻨﺖ !
ﮐﻤﯽ ﺩﻟﻢ ﺷﮑﺴﺖ ، ﺷﺐ ﻫﺎ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩﻡ
ﯾﺎﺩﮔﺎﺭﺵ ﺳﺮﺩﺭﺩ ﻫﺮﺷﺒﻢ ﺷﺪ .
ﯾﮑﻢ ﺍﺯ ﺁﺭﺍﻡ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﮔﺮﻓﺘﻢ .
ﭼﯿﺰ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﻧﺸﺪﻩ ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻦ !
ﺗﻮ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺑﺎﺧﺘﯽ ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻦ !
ﺗﻮ ﻋﺎﺷﻖ ﺗﺮﯾﻦ ﻗﻠﺐ ﺩﻧﯿﺎ ﺭﺍ ﺑﺎﺧﺘﯽ !
ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﯼ ﻣﻦ ، ﻋﺎﺷﻘﺖ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ . .

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم مرداد 1393ساعت   توسط a@m | 
مـــن از زندگـــ ـے کســـ ـے
حذفــــ شــــدم
که بــــرا ـے داشتنـــــش
و بـــــرا ـے بودنـــش
خیلـــ ـے ها رو از از زندگــــ ـیم
حذفــــ کــــردم

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم مرداد 1393ساعت   توسط a@m | 

هـی تـو...
مـن کـه زاده ی تـنـهایـیـم ، خـدا تـو را بـرای او نـگـه دارد

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم مرداد 1393ساعت   توسط a@m | 

چقــــבر بـבه ازشـــــ خبـــر نداشتهــــ باشیـــــ
sMs بـבیــــ جوابتـــو نـــבه
ســآعتهـــا نگرانشـــــ باشیــــ
بعد بآ یه خطــ בیگهـــ بهشــــ زنگـــــ بزنیــــــ با בومینــــــ بوق گوشیـــــ رو برבآرهـــــ
اونــــ وقتـــهـ کهـــ میفهمـیــــ تنهاییـــــــ
اونــــ وقتـــهـ کهـــ میفهمـیــــ בیگهـــ בوستتـــــ نـבآرهـــ
آבمــآ از همینـــ جـآ تنــهاییــــ رو وآســهـ خودشونــــ انتخابـــ میکننـــــ

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم مرداد 1393ساعت   توسط a@m | 
پدرم برای بار اول سیگار دستم دید…پرسید زیاد میکشی..!
زبانم بند آمد…چیزی نگفتم !
گفت: پسر درد را میگویم…!

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم مرداد 1393ساعت   توسط a@m | 

هیچ وقت کاری نکن که یه دختر قید احساسشو دربارت بزنه… چون فقط درباره تو بی احساس نمیشه . . . دیگه به زندگی احساسی نداره

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم مرداد 1393ساعت   توسط a@m | 
خداراچه دیدی دوست من !؟
شاید ، یک روزی ، ” درد ” قیمت پیدا کرد و ما ثروتمند شدیم !

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم مرداد 1393ساعت   توسط a@m | 
می گویند : شاد بنویس
نوشته هایت درد دارند !
و من یاد مَردی می افتم که با گیتارش
گوشه ی خیابان شاد میزد
اما با چشمهای خیس . . . !

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم مرداد 1393ساعت   توسط a@m | 
تاریکی اتاقم شکسته می شود با نوری ضعیف
لرزشی روی میز کنار تختم میفتد
از این صدا متنفر بودم اما
چشم هایم را میمالم
new message . . .
تا لود شود آرزو می کنم . . . کاش تو باشی . . .
سکوت می کنم ، آرزوی بی جایی بود

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم مرداد 1393ساعت   توسط a@m | 

قلبم این روزها سخت درد میکند !
کاش یک لحظه می ایستاد تا ببینم دردش چیست ؟

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم مرداد 1393ساعت   توسط a@m | 
روی سنگ قبرم بنویسید:<<این اولین باری نبود ک مرد>>

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم مرداد 1393ساعت   توسط a@m | 

هنوز مثل سابق “ مهربانم ” اما دیگر کسی صدایم نمی کند “مهربانم” . . .

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم مرداد 1393ساعت   توسط a@m | 

دلم را به تخت میبندم تا ترکت کند . . .
فریاد میکشد ، میلرزد ، خمارت میشود . . .
رها که شد او میماند و عمری وسوسه ی تلخِ دوباره خواستن تو !

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم مرداد 1393ساعت   توسط a@m |